تبليغاتX
گالری وتوس

بسم الله و بحمده

 

صعود گروه کوهنوردی وتوس به قله 3650 متری "ریزان" مورخ ۱۳/۲/۱۳۸۷

 

   طبق تقویم گروه،قرار بود در این تاریخ "قله خرسنگ" به سرپرستی دوست عزیزمون جناب آقای خذری برگزار بشه ولی به خاطر مشکل پیش آمده برای ایشان،مسئولیت سرپرستی برنامه به بنده سپرده شد.و البته تمام زحمات در نهایت به دوش خود ایشان و آقایان رزاقی و طاهری و دیگر دوستان افتاد و فقط اسما بنده سرپرست این برنامه بودم.با تحقیقی که در مورد اوضاع قله خرسنگ یعنی "روستای آبنیک" واقع در منطقه فشم و هوای روز جمعه و مشورتی که با رئیس هیات کوهنوردی لواسان جناب آقای علی حصاری،انجام شد و با توجه به سنگینی برنامه خرسنگ در یک روز،نهایتا تصمیم بر آن شد که "قله ریزان" رو  به جای قله خرسنگ صعود کنیم.

     ۱۰ نفر از اعضای گروه وتوس، ساعت ۵ صبح روز جمعه ۱۳/۲/۱۳۸۷ از شهر قم به طرف تهران حرکت کردند.من هم  که تهران بودم با هماهنگی با آقای طاهری ساعت ۷:۳۰ در پل مدیریت به گروه ملحق شدم و به طرف روستای "افجه"واقع در منطقه "لواسان" ادامه مسیر میدیم.بعد از اتوبان شهید بابایی وارد جاده "لشکرک" میشیم و طبق قرار قبلی که با یکی دیگر از دوستانمون داشتیم جلوی مجموعه تفریحی طلائیه ایشون رو هم سوار میکنیم و ۱۲ نفره به راه ادامه میدیم.وارد لواسون که میشیم خیابون امام خمینی رو که خیابون اصلی شهره ،ادامه میدیم به میدون بسیج میرسیم.از اینجا به بعد یه دو راهیه که خیابون سمت چپ به نام "خیابون پاچنار" با کمی شیب سربالایی به سمت روستای افجه میره.وارد افجه شده و از میدون روستا عبور میکنیم تا اینکه به رودخونه میرسیم.همون جا از مینیبوس پیاده میشیم و بعد از تعویض لباس راس ساعت ۹:۱۰ حرکت رو شروع میکنیم.جلودار این برنامه جناب آقای مدادی و عقب دار جناب آقای طاهری بودند.هوای بهاری دلنوازی رو حس میکنیم.آروم به مسیر ادامه میدهیم تا اینکه ساعت ۱۰:۳۰ به ابتدای دشت هویج میرسیم.بعد از انداختن چند عکس یادگاری و توضیح مختصری از مسیرهای صعود به ریزان و دیگر قله های منطقه ("پرسون" ،"ساکا" ،آتشکوه" ،"آندره" ،سیاه غار ۱ و ۲"و "سیا چال")، تیم صعود کننده چیده میشه.با این توضیح که فقط یکی از دوستان با تمایل خودشون تو دشت هویج میمونن که البته یک ربع بعد از حرکت نیز دو نفر دیگر از اعضا هم به ایشان ملحق میشن تا ضمن مواظبت از وسایل اضافی دوستان از طبیعت زیبای دشت هویج  بیشتر بهره مند گردند.ساعت ۱۱ حرکت رو ادامه میدیم.مسیر صعودی که ما انتخاب کردیم،از داخل خود دشت ارتفاع میگیره.کنار چشمه اصلی دشت یک طویله و یک کلبه وجود داره.مسیر از پشت همون کلبه شروع میشه.مقداری که راه رو در جهت غرب ادامه میدیم تقریبا بعد از ۲۰ دقیقه به یک تخته سنگ بزرگی میرسیم که این تخته سنگ از داخل دشت و کنار کلبه کاملا مشخصه و علامت خوبیه برای اینکه بدونیم داریم راه رو درست میریم.به صخره میرسیم و از سمت راست صخره مسیر رو ادامه میدیم تا در یک پاکوب تقریبا مشخص قرار میگیریم.این پاکوب با اینکه برخی جاها به خاطر باران فراوان منطقه پاک شده ولی با کمی دقت نهایتا ما رو به روی یال اصلی قله هدایت میکنه.روی یال که رسیدیم جهت مسیر به سمت شمال تغییر میکنه و البته پاکوب هم پر رنگتر میشه.تا الان دو بار برای استراحت کوتاه سرپایی توقف داشتیم.ساعت ۱۲ است.همین جاست که یه استراحت نسبتا طولانی(در حد ۱۰ دقیقه) میکنیم و با خوردن انواع و اقسام خوراکی ها(شیره انگور آقای مدادی،انجیر خشک حسین آقا،ساقه طلایی اقای طاهری شکلات های آقا مرتضی و بقیه چیزهای خوشمزه ای که یادم نیست) و پوشیدن بادگیر و لباس گرم خودمون رو برای یک صعود زیبا آماده میکنیم.هر چه بالاتر میریم دشت هویج و مناظر اطراف کوچتر و گستره دیدمون وسعتر میشه.حدود ساعت ۱۲:۳۰ یکی دیگر از دوستان با هماهنگی سرپرست برنامه، ترجیح میدن که آروم تر بیان و بتونن در یک فضای آرومتر از اون ارتفاع،با تماشای قله های اطراف لذت ببرن و گروه هفت نفری به مسیر ادامه میده.کمی جلوتر اولین گروهی رو که در حال بازگشت از قله بودند ملاقات میکنیم و بعد از خوش و بش و اطلاع از اوضاع هوای قله به مسیر ادامه میدیم.الان دیگه به مسیری رسیدیم که کمی صخره ایه.از پایین قله به نظر نمیاد که این قدر صخره های بزرگ تو مسیر باشه و فقط به صورت یک تیغه مشخصه.ولی خوشبختانه مسیر از بین صخره ها میره و جز یکی دو مورد کوچک نیاز به دست به سنگ شدن آنچنانی نداره.در رد شدن از بین صخره ها بعد از عبور از غار بسیار کوچکی در سمت چپ باید مواظب بود که بعد از اولین پیچ از مسیر دالان مانندی در بین صخره ها رد شد و دوباره در مسیر پاکوب قرار گرفت.از این به بعد مسیر طوریست که آدم خوب احساس ميكنه كه چه قدر اين قله با مسماست.هر قدمي كه برميداري صداي ريزش سنگها آدم رو ياد لغت"ريزان "ميندازه.كمي گام برداشتن در اين حالت سخته ولي همه چيز مقهور گامهاي استوار كوهنوردان وتوسي ميشه.همين جا بود كه گروه آقاي حصاري ،مسئول هيات كوهنوردي لواسان رو در بازگشت میبینیم و انرژي تازه اي میگیریم.ديگه هوا كاملا زمستاني شده.ابر سياه بزرگي بالاي قله خودنمايي ميکنه و هوا رو تاريك كرده .تگرگ آرومي وزيدن ميگيره و مجبورمون ميكنه كه از كلاه و دستكش هم استفاده كنيم.ماهم قدم به قدم به اون ابر نزديك ميشيمبا اینکه هوا برای دیدن مناظر اطراف خیلی جالب نیست ولی الان دیگه در سمت شمال غربیمون،نوک قله "مهرچال"هم از پشت "قله آتشکوه"قابل دیدنه و در جهت شمال شرقی هم میتونیم جویبارهای زیبای جاری در دشت لار رو ببینیم.حدود ساعت ۱۳:۴۰  اولين نفرات تيم به روي قله ميايستند و بقيه چند متري مانده  تا به قله برسن.من هم که تقریبا دیگه روی قله بودم و میخواستم مناظر اطراف رو ببینم متوجه ميشم كه در ميدان مغناطيسي ايجاد شده توسط ابر بار دار قرار گرفتم.هر كدام امواج مغناطيسي رو كاملا حس ميكنیم به طوري كه اگه كمي عصاي كوهنوردي رو بالا بیاریم با يه جرقه از دستمون ميافته.تو گوشمون يه صداي موجي مياد كه وحشت صاعقه رو ياد آور ميشه.الان ساعت ۱۳:۵۰ است و ديگه ما هم روي قله ايستاديم و داريم به سمت بقيه دوستامون ميريم.افرادي كه زودتر رسيدن و مشغول استراحت هستن، زودتر متوجه اين جريان ميشن و به سمت ما حركت ميكنن.بعد از اينكه براموم مسجل ميشه كه خطر صاعقه هممون رو تهديد ميكنه بدون اينكه چند متر باقيمونده رو هم بريم و كاملا روي قله قرار بگيريم ،حتي بدون اينكه عكس يادگاري روي قله بندازيم براي حفظ سلامتي اعضاء كه از همه چيز واجب تره به سرعت به پايين بازميگرديم و بعد از كم كردن ارتفاع و كاهش  احتمال خطر به استراحت مشغول ميشيم.خيلي سخته كه بعد از اين همه تلاش براي فتح قله با اينكه چيزي حدود ده متر به قله بيشتر نمونده (البته همون طوري كه گفتم ۵ نفر از اعضا كاملا روي قله بودن كه اين اتفاق افتاد و اونها زودتر متوجه شدن)،بدون هيچ استراحتي راه بازگشت رو پيش بگيريم .درسته که لذت ديدن مناظر از روي قله و خلوت كردن لحظاتی با خدای خوبیها، به همه سختيهاي صعود مي ارزه ولي همه كوهنوردان اذعان دارن كه اولين و مهمترين قانوني كه تو برنامه ها بايد مورد توجه قرار بگيره حفظ سلامتي و امنيت اعضاست و اينكه ما اصلا كوه ميريم كه سالم باشيم.

مسیر صعود شده را گام به گام بر میگردیم و مقداری از مسیر که به صورت شن اسکیه رمق تازه ای به ما میده و کلی از راه رو از این طریق پایین میایم.اینجاست که بچه ها شروع میکنن به خوندن تصنیف های استاد شجریان به صورت دسته جمعی و کلی از این طریق روحیه جمعی رو تقویت میکنن (بهار دلکش رسید و...،ای مه من ای بت چین...،خواهم که بر مویت مویت....)و البته انشا الله که صداشون اونقدر خوبه که باعث اذیت و آزار دیگر همنوردان نمیشن.ساعت ۱۵:۱۵ به دیگر دوستانمون در دشت هویج میرسیم که با چای داغ و انواع خوراکی ازمون پذیرایی میکنن.چون میخوایم هر چه زود تر برگردیم تا به ترافیک جاده لواسون نخوریم و بتونیم زود تر به قم برسیم،یک ساعت وقت میدیم و ساعت بازگشت به روستا ۱۶:۱۵ اعلام میشه.تو این فاصله نماز میخونیم و هول هولکییه چیزی به عنوان ناهار میخوریم و راس ساعت ۱۶:۲۰ حرکت میکنیم.ساعت ۱۷:۱۵ به روستای افجه میرسیم و سوار بر مینیبوس به طرف تهران حرکت میکنیم.برای اینکه کمتر به ترافیک عصر جمعه بخوریم از جاده "تلو"ادامه مسیر میدیم و  ساعت ۱۸:۳۰ من سه راه تهران پارس از دوستانمون جدا میشم و اونها هم به طرف قم ادامه مسیر میدن.

افراد شرکت کننده در برنامه:

آقایان طاهری،باقری،مدادی،زینلی،خسرو بیگی،مصطفی لو،امامی کوشا،نظری،اقا روح الله،اقا احسان ، حسین آقا و خانم ارژنگ

نکات قابل توجه:

*دشت هویج یه منطقه مزروعیه اگه به هر عنوانی تو فصول بهار ،تابستان و پاییز اونجا میریم مواظب باشیم از روی تیره ها حرکت کنیم و توی محصولات کشاورزای زحمتکش منطقه نریم تا خدای نکرده حق الناسی گردنمون نیفته.

*صعود زمستانی این قله مثل بسیاری از قلل البرز مرکزی نیازمند امکانات و آمادگی بدنی مناسبی هست چون پاکوب سختی باید انجام بشه و از همه مهمتر وجود چند نفر از کسانی که آشنایی کامل به مسیر دارن لازمه چون احتمال مه گرفتگی بسیار وجود داره.

*قبل از اجرای برنامه میتونید برای اطلاع از وضعیت آب و هوایی منطقه و راهها  با آقای حصاری مسئول هیات کوهنوردی لواسون تماس بگیرین.

*تو هر برنامه ای مخصوصا تو برنامه بهاری ،حتی اگه طبق پیش بینی های انجام شده  فکر میکنیم هوا خوبه ولی تجهیزات کامل میتونه خاطره بهتری برامون بیافرینه و در بسیاری موارد از خطر نجاتمون بده.

*شوق قرار گرقتن روی قله و دیدن مناظر اطراف نباید اصل امنیت و سلامتی فرد رو تحت الشعاع قرار بده و غروری که ممکنه از صعود های قبلی تو وجودمون مونده باشه باید کنترل شده باشه تا بتونیم تا آخر عمرمون با سلامتی کامل به این ورزش مفرح ادامه بدیم.

*همیشه همنشینی با پیشکسوتان کوهنوردی و ارتباط با گروه های دیگه و  گرفتن مشاوره از ایشان تو برنامه ها میتونه کار ساز باشه چون خیلی طبیعیه که آدم نمیتونه همه چیز رو خودش تجربه کنه.

*در پایان تشکر ویژه ای دارم  از آقایان خذری ،رزاقی،طاهری و دیگر همنوردهای عزیز که باعث شدن امروز یکی از بهترین صعود هام رو انجام بدم...جای همه دوستان وتوسی و غیر وتوسی سبز...و از اینکه مسئولین گروه به  ما هم میدون میدن تا بتونیم در کنارشون یه چیز هایی یاد بگیریم سپاسگزارم و مجدانه تقاضا دارم نکات ضعف برنامه رو که کم هم نبوده حتمابه بنده گوشزد کنن...

یا علی مدد 

 (نقل از سرور گرامی احمد نظری در وبلاگ کوهپیمایی در ایران)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با سپاس از دوست گرامی دکتر خسرو بیگی که در این برنامه دوربین عکاسی شخصیشون رو در اختیار گروه قرار دادن.

نگاشته شده توسط مدیر  | لینک ثابت |